تبليغاتX
دختر خانوم

dokhtarkhanom

یه دختر ایرونی

dokhtarkhanom

http://dokhtarkhanom.blogfa.com

دختر خانوم

دختر خانوم

دختر خانوم

سلام!سلام خوبین خوشین سلامتین؟در مورد خودم که شادی هستم .پیش با طعم ریاضی و شونزدهمین روز شهریور 71 محکوم شدم به زمینی بودن و زمینی موندن و زمینی مردن ...
همین!!!!!! برو بچس فارسی زبون به وبلاگه یه دختر ایرونی خوش اومدین

دختر خانوم

1 چیزی!!!!!!!!
من می نویسم تو می خونی..........چرا من مینویسم؟چون بیکارم........تو چرا می خونی؟تو بیکار تر از منی...........بهت بر نخوره.........دمت گرم که میای و میخونی.........اصلا من فقط واس خاطر تو می نویسم که بیای و بخونی دیگه.........یه جورایی کلا امید ما به شما بیکاران است!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 11:29 PM توسط یه دختر ایرونی |
من می خوام بنویسم اما چی و چطوری؟
هر چند روز یکبار این صفحه رو باز می کنم و نگاهش می کنم. می دونم که حرف های زیادی دارم برای گفتن واحساساتی که باید به اشتراک بزارم این ها همگی یه جایی توی پس زمینه ی ذهنم هستن اما من چطور می تونم اون ها رو بگم و بنویسم؟

انگار توانایی نوشتن رو از دست دادم و درست مثل بچه هایی که دارن راه رفتن یاد می گیرند و باید دستشون رو گرفت حس می کنم که باید کسی کمکم بکنه اما چون کسی نبود و نیست تصمیم گرفتم خودم این کار رو انجام بدم.

اومدم اینجا و دقایق زیادی به دستام نگاه کردم و به اون ها و البته به فکرم کمک کردم اما انگار نتیجه نداد بعد شروع کردم و خودم رو دعوا کردم که زود باش و یالا بنویس... یه چیزه عالی بنویس... اما دیدم فایده نداره من که نویسنده نیستم! پس نباید از خودم انتظار بی خود داشته باشم کافی خودم باشم و بنویسم.

شروع کردم و نوشتم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 8:1 PM توسط یه دختر ایرونی |
دلم برای کسی تنگ است
....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 4:30 PM توسط یه دختر ایرونی |
حال من دست خودم نیست.
دنیای پیش دانشگاهی جدا از تموم مدت تحصیلاته، تموم دبیرها پیش هارو دوست دارن.البته ما سوم ریاضی هم بودیم محبوب بودیما! :D

هر وقت می خوای می یای، هر وقت بخوای می ری. فقط 4 روز مدرسه ای...

درس ها شروع شده و من هنوز به اون برنامه ی منسجمی که می خواستم نرسیدم. هر چی بیش تر می دوم کمتر می رسم... و اگه نرسم؟! که باید برسم...

 

بچه ها... هر چی خودت ر از بچه ها دورتر نگه داری به نفعته. نظر شخصیه منه. نه انی که کلا کنج عزلت برگزینی ها!

 

حال من دست خودم نیست. تابع اتفاق هایی که می افته شده. و این خیلی بده! که دیگروون می تونن ناراحتت کنن. یا خوش حالت کنن. و مثل عروسک خیمه شب بازی ناراحت بشی، یا خوش حال...

این روزها خیلی ها حال منو نمی پرسن. از حال خیلی ها باخبر نیستم.

پ.ن۱:فردا آزمون دارم واااااااااااااای

پ.ن۲:تولد امام رضا(ع) مبارک

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 7:11 PM توسط یه دختر ایرونی |
تفلد شادی

تولدت مبارک

----------------------------------------------------------------


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 6:0 PM توسط یه دختر ایرونی |
مادر
mami

الکی نیست میگن بهشت زیر پای مادران است

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 3:3 PM توسط یه دختر ایرونی |
تیتر ندارد.
                    اللهم عجل لولیک الفرج.

                                                             .لطفا.

                         

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 11:4 PM توسط یه دختر ایرونی |
آقاي جومونگ...
سلام آقاي جومونگ .اميدوارم حالتان خوب باشد و ملالي در وجود شريف نباشد. اگر از احوال اينجانب و ساير هموطنان بپرسيد بنده که مخلص جناب عالي و تمام اعضاي گروه دامون هستم . هموطنان هم همگي دوست دار جناب عالي هستند و هرشنبه و سه شنبه مشتاقانه پاي تلويزيون مي نشينند تا جمال مبارک جنابعالي وياران را ببينند و مرحبا بگويند و بر هر چه تسو و تسوئيان لعن و نفرين بفرستند. و البته بعضي ها هم به خاطر تماشاي جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشاي سريال شما مي نشينند.به من چه؟ مرا که توي قبر اونها نمي گذارند. غرض فقط اين بود که بگويم اينجا همه جور آدمي هست.آقاي جومونگ من خيلي خوشحالم که سريال شما را تلويزيون ما نشان مي دهد. آخه مي دانيد؟ ماتوي سرزمين بزرگ مان اصلا آدمي مثل شمانداريم! نه درتاريخ مان نه درقصه ها و افسانه هامان مثل شما نداريم. به همين جهت ديدن شجاعت هاي شما ،درستي شما ،کارداني شما برايمان لذت بخش است .چه کسي مي تواند سه تا تير در کمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟ چه کسي مي تواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمي مثل تسو را به دست بياورد؟ چه کسي مي تواند يک تنه به وسط يک فوج بزند و همه را از دم تيغ بگذراند؟ اين کار فقط و فقط ازجنابعالي برميايد.عموي پدرم مي گويد رستم زور صدتا جومونگ راداشته است. ولش کنيد لطفا. پير است و هذيان مي بافد .کلي هم اسم هاي اجغ وجغ مثل گيو و گودرز و سياوش و بيژن و کيخسرو و اينها پشت سرهم رديف مي کند که مثلا اينها اساطير مايند .من که جدي اش نميگيرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالي سر تر بودند چرا صداسيماي ما ازشان فيلم نمي سازد؟ مگر رستم هماني نبود که چند وقت پيش ها يک سريالي ازش نشون داد؟ اونکه اصلا لاجون بود.فقط حرف ميزد . اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستيم, داداشم ديروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاريخشون مي گفت که ما يه ستارخاني داريم که مثل جومونگ افسانه نيست و واقعي است وتازه از جومونگ هم چيزي کم نداره .و کلي ازشجاعت و کاردرستي اش گفت . گفتم داداشم گوش کن.من هم ستارخان راخوب مي شناسم. هموني يه که اسمش رو خيابون دايي اينهاست . اما اگه کارش درست بود لابد يه فيلمي، سريالي چيزي ازش مي ساختند. بد که نگفتم .خلاصه اينجا هرروز يه اسطوره علم مي کنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمي شه .اما گوش من بدهکار اين حرفها نيست .من فقط مخلص جومونگم وغيرجنابعالي اسطوره اي ندارم.دور دور جومونگ است وبس.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 8:15 PM توسط یه دختر ایرونی |
...
همش خاطره شد...

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:59 PM توسط یه دختر ایرونی |
من اومدم!!!!!!!!!!!!!!
همین

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 4:25 PM توسط یه دختر ایرونی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا